تو همانی که دلم لک زده لبخندش را...

متن مرتبط با «خود نمیدانم کدامینم» در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... نوشته شده است

این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی

  • نیلوبلاگ

    هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنیخون مرا دوباره به پیمانه می کنی ای آنکه دست بر سر من میکشی! بگوفردا دوباره موی که را شانه می کنی؟ گفتی به من نصیحت دیوانگان مکنباشد، ولی نصیحت دیوانه می کنی ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدیدر سینهی شکستهدلان خانه می کنی؟ بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبتچون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیستاین قصه را به مرگ خود افسانه می کنی ف...

    ادامه مطلب
  • عشق از این سلسله خود سلسله جنبان آمد...

  • نیلوبلاگ

    ]]]]]]]]]]>]]]]]]]]>]]]]]]>]]]]>]]>کد ِکج شدَنِ تَصآویر کداهنگ برای وبلاگ ابزار وبلاگ نويسي ابزار وبلاگ نويسي ]]]]]]]]]]>]]]]]]]]>]]]]]]>]]]]>]]>]]]]]]]]]]>]]]]]]]]>]]]]]]>]]]]>]]>ڪدموس اسمایلے ...

    ادامه مطلب
  • خود نمی دانم کدامینم.

  • نیلوبلاگ

    xa0 روزها رفتند و من دیگر ، خود نمی دانم کدامینم آن من سرسخت مغرورم، یا منِ مغلوب دیرینم ! ؟ xa0 فروغ فرخزادxa0...

    ادامه مطلب