تو همانی که دلم لک زده لبخندش را...

متن مرتبط با «نباشی» در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... نوشته شده است

خسته نباشی یارا!

  • نیلوبلاگ

    تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را منِ شاعر به چه تشبیه کنم یلدا را؟ xa0 مثل یک کودک مبهوت که مجبور شود تا به نقاشی اش آبی نکشد دریا را xa0 حرف را می شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غمِ نا پیدا را xa0 عطر تو شعر بلندی است رها در همه سو کاش یک باد به کشفت برساند ما را xa0 تو همانی که شبی پر هیجان می آیی تا فراری دهی از پنجره ها سرما را xa0 فال می گیرم و می خوانی و من می خندم بنشین چای بخور خسته نباشی یارا! مهدی فرجی [ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ ] [ 20:38 ] [ Lęílã.Bシ ] [ ]...

    ادامه مطلب