
یه حسی بهم میگه وبلاگم خیلی درب و داغون شدهاز قالب گرفته تا پستا...شلخته ست انگار!! حتما بعدم میام یهxa0گردگیری اساسیش میکنم.شما هم بیاین بهم بگین چه بکنم دیگه...(انگار نه انگار پشت کنکوریم)xa0xa0xa0...
ادامه مطلب
در این دریا، چه می جویند ماهیهای سرگردانمرا آزاد میخواهی؟ به تنگ خویش برگردانمرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادیاگر این است آزادی مرا بی بال و پر گرداندعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردانمن از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشقطلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردانبه جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاریهمین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردانمن از...
ادامه مطلب
روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند!دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد!جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شودگاز آتش می خورد! یخچال برفک می زند! میوه ها با پای خود تا پیش دستی می دوندآن طرف کتری به پای خویش فندک می زند! روبرویم می نشینی، جشن بر پا می شودصندلی دف می نوازد!، میز تنبک می زند! درد دلها از لبت تا گوش من صف می کشندپیش از آن چشمت به چشم من پیامک می زند! عشق من! این روزها با اینکه درگیر توامباز هم قلبم برای قب...
ادامه مطلب
رنجشی نیستآدمها همینندخوبند ولی فراموش کارمی آیندمی مانندمی روندمثل مسافران کاروان سرامثل ازدحام بی انتهایِ یک خیابان کسی برایِ بودننیامدهنمی آید ... ! xa0 نیکی فیروزکوهی...
ادامه مطلب