
xa0 آتش به دل از گرمی این مرحله دارم پا بر سر گنج گهر از آبله دارم آتش به زر اینجا نفروشند و من خام گرمی طمع از مردم این قافله دارم آن راهنوردم که تهی پایی خود را پیوسته نهان از نظر آبله دارم مینای فلک...
ادامه مطلب
تو بار جانان میبری من بار هجران میبرم !من دوست میدارم جفا کز دست جانان میبرمطاقت نمیدارم ولی افتان و خیزان میبرماز دست او جان میبرم تا افکنم در پای اوتا تو نپنداری که من از دست او جان میبرمتا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدلهر لحظه از بیداد او سر در گریبان میبرمخواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو برانطوعا و کرها بندهام ناچار فرمان میبرمدرمان ...
ادامه مطلب
تو جان جان جانی! xa0 ای جان جان جانمxa0xa0تو جان جان جانی بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی پی میبرد به چیزی جانم ولی نه چیزی تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی گنج نهانی اما چندین طلسم داری هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی عطار نیشابوری [ پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ ] [ 9:46 ] [ Lęílã.Bシ ] [ ] ...
ادامه مطلب
سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیماز کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم بگذار بمانند حریف...
ادامه مطلب
xa0 ای صورت پهلو به تبدل زده! ای رنگمن با تو به دل یکدله کردن، تو به نیرنگ گر شور به دریا زدنت نیست از این پسبیهوده نکوبم سر سودازده بر سنگ با من سر پیمانت اگر نیست نیایمچون سایه به دنبال تو فرسنگ به فرسنگ من رستم و سهراب تو! این جنگ چه جنگی استگر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ یک روز دو دلباخته بودیم من و تو!اکنون تو ز من دلزدهای! من ز تو دلتنگ. فاضل نظریxa0 برچسب ها: فاضل نظری ...
ادامه مطلب
آمدم یادِ تو از دل به برونی فِکنم دل برون گشت ولی یادِ تو با ماست هنوز ...! مهدی اخوان ثالث...
ادامه مطلب
گوش کن!جاده، صدا می زند از دورقدم ها...
ادامه مطلب
xa0 نیست نشان زندگیتا نرسد نشان تو xa0 مولانا ...
ادامه مطلب
در این دریا، چه می جویند ماهیهای سرگردانمرا آزاد میخواهی؟ به تنگ خویش برگردانمرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادیاگر این است آزادی مرا بی بال و پر گرداندعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردانمن از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشقطلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردانبه جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاریهمین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردانمن از...
ادامه مطلب
از کنارِ منِ افسرده ی تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو اشک اگر می چکد از دیده، تو در دیده بمانموج اگر می رود ای گوهرِ دریا تو مرو ای نسیم از برِ این شمع مکش دامنِ نازقصه ها مانده منِ سوخته را با تو مرو ای قرارِ دل ِطوفانی بی ساحلِ منبهرِ آرامش این خاطرِ شیدا تو مرو سایه ی بخت منی از سر من پای مکشبه تو شاد است دلِ خسته خدا را تو مرو ای بهشت نگه ات مایه ی الهامِ سرشکاز کنارِ من افسرده...
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0 xa0 Happy Birthday To Me xa0...
ادامه مطلب
امروز تولد وبمه یک ساله شدنت مباااااااارک از همه کسایی که توی این یه سال باهاشون آشنا شدم و همیشه به وبم سر زدن هم بسیار متشکرمxa0 ...
ادامه مطلب
xa0 درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایینقصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردامردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مراقرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند xa0 کاظم بهمنی xa0 برچسبها: کاظم بهمنینوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:0 توسط Lęílã.Bシ| |...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن!!بنگر در این فاصله چه کردی؟؟!!گرما بخشیدی....؟؟!!یا "سوزاندی...." xa0 xa0 جبران خلیل جبران 27 شهریور ، روز شعر وادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاری و همچنین تولد من مبارک!...
ادامه مطلب
xa0 بار ها گفته ام این شهر بهار نداردباغ نداردبهار نارنج نداردو آدم اگر دلش بگیرددردش را به کدام پنجره بگویدکه دهانش پیش هر غریبه باز نشود؟ xa0 لیلا کردبچه...
ادامه مطلب
xa0 به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم xa0 حافظ...
ادامه مطلب
xa0 عاقبت خاک شود حسن جمال من و توخوب و بد میگذرد وای به حال من و تو... قرعه امروز به نام من و فردا دگری استمیخورد تیر اجل بر پروبال من و تو... مال دنیا نشود سد ره مرگ کسیگیرم این کل جهان باشد از آن من و تو... هرمرد شتربان اویس قرنی نیستهر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست... هرسنگ و گلی گوهرنایاب نگرددهر احمدومحمود رسول مدنی نیست... برمرده دلان پند مده خویش میازارزیراکه ابوجهل مسلمان شدنی نیست... جایی که برادر به برادر نکند رحمبیگانه برای تو برادر شدنی نیست... xa0 مولانا...
ادامه مطلب
قطار میرودتو میرویتمام ایستگاه میرودو من چقدر سادهامکه سالهای سالدر انتظار توکنار این قطار ایستادهامو همچنانبه نردههای ایستگاه رفتهتکیه دادهام. قیصر امین پورxa0...
ادامه مطلب