
آتش به دل از گرمی این مرحله دارم
پا بر سر گنج گهر از آبله دارم
آتش به زر اینجا نفروشند و من خام
گرمی طمع از مردم این قافله دارم
آن راهنوردم که تهی پایی خود را
پیوسته نهان از نظر آبله دارم
مینای فلک ظرف می عشق ندارد
کی طاقت این می من بی حوصله دارم؟
گویند به هم مردم عالم گله خویش
پیش که روم من که زعالم گله دارم؟
صائب بجز از سینه خود چاک زدن نیست
شغلی که درین عالم پر مشغله دارم.
صائب تبریزی
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 93
تاريخ: چهارشنبه
31 مرداد
1397 ساعت: 1:13