تا دیدن او زنده بمانم...

خرید بک لینک

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم..

فاضل نظری


برچسبها: فاضل نظری

نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:4 توسط Lęílã.Bシ| |

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......

ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال می‌کنید

برچسب: دیدن,زنده,بمانم, نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 6:56

صفحه بندی