
گویند صبرکن که بیاید نگار تو
آن روز صبر رفت که رفت از برم نگار
جایی که یار نیست دلم را قرار نیست
من آزموده ام دل خود را هزار بار
عاقل به اختیار نخواهد هلاک خویش
پیش از هلاک من زکفم رفت اختیار
شوریدگی نکوست به سودای زلف دوست
دیوانگی خوشست به امید چشم یار
قاآنی شیرازی
[ پنجشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۷ ] [ 1:5 ] [ Lęílã.Bシ ] [ ]
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 97